أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
196
قانون ( فارسى )
تخم آس در روغن جوشانند داروى زحير و خونريزى پيزى است - در آبپز برگش نشينند براى بهمآمدن دهانهء زهدان و سختى زهدان نافع است . بيخ گندنا را با روغن كاجيره و روغن بادام يا با روغن كنجد سوپ نمايند براى قولنج مفيد است . افشرهاش را خشك گردانند خون را اسهال دهد . گندناى بيابانى از ديگر گندناها بيشتر بول و حيض را ريزش دهد . زهرها : افشرهاش همراه عسلآب ( قراطن ) پادزهر حشرات سام است . كزبره ( كشنيز ) : جالينوس فرمايد قوتى كه در تر و خشك كشنيز است قوتى مركب است . چيرگى با خاكى تلخ و آبى نيمگرم است و كمى گسى دارد كه كمى گيرنده شده است . و به عقيده من آبى آن سرد است و هيچ دخلى به نيم گرمى ندارد . مگر اينكه بگوييم : گاهى گوهرى لطيف و گرم با آن مىآميزد و زود از آن مىگذرد . حنين در اين زمينه گويد : جالينوس كه كشنيز را سرد نشمرده از عناد با ديسقوريدوس بوده است . و من مىگويم روفس و اركاناغيس و ديگران هم به سردى كشنيز اعتراف كردهاند . مزاج : در آخر اول تا سوم گرم و در دوم خشك است . كه اين عقيدهء ابن جريج است . اما به نظر من كشنيز خشك به كمى گرمى گرايش دارد . و به فرمودهء جالينوس همه نوعش ( سبز و خشكش ) مايل به گرمى است . شايد اين نظريه از من باشد كه گوهرى لطيف در آن هست و گاهى كه مىخورند آن گوهر از ميان رفته است و گرنه نبايستى زياد خوردن افشرهاش بوسيلهء سردى كشنده باشد . خاصيت : گيرندگى و تخدير دارد . افشرهاش با شير هر ضربانى را تسكين دهد . ورم و جوش : علاج ورم گرم است . كشنيز با آبگوشت ساده ( اسفيدباج ) و سركه و روغن گل و با عسل و روغن زيتون علاج ( شرى ) و آتش فارسى است . كشنيز همراه آرد باقلى - يا قاوت ، آرد نخود خنازير را تحليل مىبرد . اگر بهجاى كشنيز افشرهاش باشد همين تأثير را دارد . جالينوس فرمايد : اگر خنازير را تحليل مىبرد چطور مىگويند سرد است ؟ مىتوان گفت كه اين تأثير از ويژگيهاى كشنيز است ، يا اينكه گوهرى لطيف دارد كه فرو شود و ژرفا رود ولى گوهر سردش نفوذ نمىكند . اما وقتى تناول مىشود گرمى بسرعت حل مىشود و تنها سردىبخشى مىماند . همو فرمايد هيچ دارويى باد سرخ را شفا نمىدهد مگر سرد باشد يا باد سرخ با خلط سودايى يا بلغمى مخلوط باشد . سر : سرگيجه يا صرع كه از بخار مرارهاى يا بلغمى منشأ گرفته باشند چارهاش با كشنيز است . زيرا كشنيز بخار را از سر دفع مىنمايد . هم از اين سبب است كه اگر كسى صرعش ناشى از بخار معده است كشنيز در خوراكش مىريزند و زياد به وى مىخورانند . كشنيز تر يا خشك ذهن را مشوش مىنمايد . كشنيز تر خوابآور است و خوندماغ را بند آورد . پاشيدن گرد خشكيدهاش يا مضمضه كردن با افشرهاش زخم داخل دهان را علاج كند . چشم : تيرگى چشم پديد آورد . افشرهاش را در چشم چكانند و بويژه اگر همراه با شير پستان زن باشد پرش و ضربان چشم را تسكين دهد . ضماد برگش بر چشم ، چشم را از مواد سيلانى محفوظ دارد . نفسكش : علاج خفقان گرم است . دو درهم كشنيز با آب بارهنگ تناول نمايند خون برآوردن را قطع كند . اندامان غذا : ديرهضم است . معدهء گرمىدار را توان بخشد . در روغن جوشيدهاش منع استفراغ كند . گويند كشنيز تناول نمودن بعد از غذا از آروغ ترش جلوگيرى مىكند . اگر چنين باشد از آن است كه بخار و حركت بخار راهبندان